عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

95

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

1 ابن وصيف الطبيب الكحال در علم و عمل طب و فن كحالى او را مهارت بىاندازه بود احمد بن يونس الحرانى گويد روزى منزل ابن وصيف رفتم هفت نفر را براى عمل قدح در مطب خود نشانيده و مشغول عمل آنها بود از جمله آن هفت نفر مردى بود از اهل خراسان آن مرد هشتاد درهم اجرت عمل داد و به خدا قسم خورد كه بيشتر از اين ويرا مقدور نيست ابن وصيف شروع بمقدّمات عمل قدح كرد ناكاه از بغل مرد خراسانى كيسهء افتاد كه دنانير زياد دران كيسه بود رنك صورت مرد خراسانى متغيّر شد ابن وصيف گفت به خالق خود قسم دروغ مىخورى و اميد برء از چنين مرض دارى هشتاد درهم او را پس داده و اقدام به عمل آن مرد نفرمود حكيم مزبور در سنه سيصد و چهل هجرت ( 340 ) در قيد حيات بوده رسالهء در كحالى و مقاله در عمل قدح دارد * 2 1 ابو اسحق ابراهيم الطبيب الاندلسى از اطباى مغرب و در آن بلاد طبابت بيمارستان بوى مفوّض بوده در عهد دولت مستنصر بن ناصر خليفهء اندلس در شهر مراكش وفات نمود و ابو اسحق مزبور را پسرى بود اسمش محمد و مسكنى بابى عبد اللّه كه طبيبى باهنر و در بيمارستان در معالجات مرضى معاون پدر بوده و در اندلس در غزوهء عقاب مقتول گرديد « » 2 1 ابو اسحق بن طملوس طبيبى فاضل و از اهل بلنسيهء اندلس بوده و طبابت ناصر خليفهء اندلس بانطبيب هنرمند اختصاص داشته سال وفاتش ضبط نشده « » 2 1 ابو البركات الطبيب هو اوحد الزمان هبة اللّه بن على بن ملكان البلدى البغدادى المشهور بابى البركات « » حكيم مزبور در بلد متولد سپس در بغداد اقامت گزيده در علم فلسفه و طب و ادب نادرهء روزكار و فريد زمان خويش بود در اوان خلافت المستنجد باللّه سى و دويم خليفهء عباسى بمقامى بلند نايل گرديد آن فيلسوف اولا بدين يهود بوده و اواخر عمر اسلام اختيار كرد در بدايت امر كه به تحصيل طب اشتغال داشت وقتى بود كه ابو الحسن سعيد بن هبة اللّه طبيب كه ترجمه‌اش بيايد در علم و عمل طب سرآمد حكما و در شهر بغداد بتقدم نام‌بردار بود و هم در آن ملك مجلس تدريس و محفل